تهیونگ رو چطوری از خواب بیدار میکنی... 🍄

 

"𝑇𝐸𝐴 "

 

*"تهیونــگ رو چطــور از خــواب بیــدار میـکنی"*

 

*"𝑆𝑇𝐴𝑅𝑇 "*

•┄┄┄┄┄┄┄┄┄•

 

صبح زود بیدار شده بودی و حوصلت سر رفته بود روی تخت هی اینور اون میشدی تهیونگم ک خوابش خیلی سنگین بودو تکونم نمیخورد گشنتم شده بود رفتی سمت صورت تهیونگ روی گونش ی بوسه گذاشتی ی تکونی خوردو پشتشو کرد بهت تو هم ی اوف کشیدی 

ا/ت:تهیونگ بیدار شو عشقم دلم برات تنگ شده 

ته ی تکونی خوردو روش و کرد بهت رفتی و محکم بغلش کردی جوری که له بشه 

ته:اروم تررر له شدم اهه

ا/ت:ته بیدار شو دیگه گشنمه بدون تو غذا از گلوم پایین نمیره گیر میکنه 

ته:*خندید* پس که پایین نمیره 

ب پشت رو تخت خوابوندتو روت خیمه زد 

ا/ت:چیه میخوای بوسم کنی

ته:*خندید* 

لباشو نزدیک لبت کردو........

صورتتو برگردوندی

ته: الان چی شد 

ا/ت:چیه انتظار داری بوست کنم باید تنبیه شی 

ته:تو میخوای منو تنبیه کنی 

ا/ت:اره 

ته:که میخوای منو تنبیه کنی 

*قلقلکت میده*

ا/ت:ته نکن بسه هر هر هر

ته:تا بوس ندی ولت نمیکنم 

ا/ت:عر قلت کردم باشه باشهه

دوباره لباشو ب لبات نزدیک کرد لباشو گاز گرفتی 

ته:شیطون کاری نکن تنبیهت کنم 

ا/ت:عاشق تنبیهاتم 

ته:ک اینطور چون عاشقشی نمیکنم تا عذاب بکشی

ا/ت: خب نمیخوای بوسم کنی

ته:دوباره گولتو نمیخورم 

ا/ت:بیا دیگه گولت نمیزنم دلم آب شد برای بار سوم لباسو نزدیک صورتت کرد و بوسیدشون بوسه ی فرانسویه صولانی عی و شروع کردین میشه گف بهترین حس دنیا بوسیدن تهیونگه ولی داشتنش ی چیز دیگست

 

#_ "𝑨𝒅𝒎𝒊𝒏 𝑨𝒍𝒕𝒂 "

╭─🌔✨────────

ꪻ @𝑷𝒖𝒓𝒑𝒍𝒆 𝒔𝒖𝒏𝒔𝒆𝒕

🎗BTS TXT

 

جیمین در طول رابطع.. 🔐

 

*"ᴊɪᴍɪɴ ᴘᴀʀᴋ "*↬

 

*جــمــیـن در طــول رابـطه ....»*

 

دوست داره ببرتت بیرون و باهم برید سفر

وقتی عصبانی ای برات کیوت بازی در میاره و میبوستت تا اروم شی

عاشق ایس پک کاکائویه اونم وقتی هر دوتان با یک نی میخورین

وقتی تو حموم حوله میخوای حوله ی خودشو بهت میده

خوشش میاد وقتی تا نصف شب  منتظرش میمونی تا از کمپانی برگرده

دوست داره گردنت رو ببوسه 

خیلی بی ملاحظه س و یه بار وقتی پیش مامان و باباش بودید میبوستت و خودشم بعدش خجالت میکشه

همیشه روت غیرتیه و نمی زاره لباسای باز و مجلسی جاهای نامناسب بپوشی 

دوست داره موهاتو خودش شونه بزنه و برات خرگوشی میبنده

چون بایستت جونگکوکه نمیزاره نزدیکش شی و وقتی میرین پیش پسرا کلی بین پسرا میبوستت و تو هم از خجالت اب

میشی

اکثران با هم میرید پارک و باشگاه ورزشی

از اینکه شب بهش لگد میزنی خوشش میاد

وقتی تو ماشین خواب میبره خیلی اروم رانندگی میکنه تا برسید

 

 

 

*𖠗 ☁ ˖ ་ 𖦆𝖢𝖺𝗇 𝗒𝗈𝗎 𝐤𝐢𝐬𝐬 𝗆𝖾 𝗆𝗈𝗋𝖾?*

    *𝖶𝖾'𝗋𝖾 𝗌𝗈 𝐲𝐨𝐮𝐧𝐠, 𝖻𝗈𝗒*

             *𝖶𝖾 𝖺𝗂𝗇'𝗍 𝗀𝗈𝗍 𝗇𝗈𝗍𝗁𝗂𝗇' 𝗍𝗈 𝐥𝐨𝐬𝐞*

 

 

*‹ ─────•⋅ 𐚤 ⋅•───── ›*

*▾ — #𝗔𝗟𝗧𝗔 ‟ #𝗡𝗔𝗭𝗔𝗡𝗜𝗡 *

*‹ ─────•⋅ 𐚤 ⋅•───── ›*

       *〈 𝑷𝒖𝒓𝒑𝒍𝒆 𝒔𝒖𝒏𝒔𝒆𝒕 〉*

وقتی جلوش روت دست بلند میکنع.... 🔖✨

 

 

*سناریو*🌚✨

 

*وقتی داشتی با خاهر/برادرش دعوا میکردی و جلوش روت دست بلند کرد*🌚✨

 

*نامجون: چطور جرئت کردی جلو مح رو دوص دختر مح دصت بلند کنیییی*🌚✨

 

*جین: یاااا حواست بع کارات باشع*🌚✨

 

*شوگا: الان چع گوهی خوردی!؟*🌚✨

 

*جی هوپ: خجالت بکش هر دوتاتون خجالت بکشین اندازع ی خرسین دعوا میکنین!؟:/*

 

*جیمین: ا/ت بیا بریم من دیگع با این کرع گاو نسبتی ندرم*🌚✨

 

*تهیونگ: بهترع خودت هر چع زود تر ازش عذر خواهی کنی*🌚✨

 

*جونگ کوک: بغلت میکنه و یع سیلی دم گوشش میزنع:/*🌚✨

 

................................................

 

*اصکی: پارع شدن شرتتون*🌚✨

*نظر خا:/*🌚✨ 

 

 

⊙𝘼ᵈᵐ𝙞𝒏 𝑨Yᗪᗩ🌚✨

 

⊗𝐃𝐨ᑎ𝑡 𝓐Տ𝚔𝚢🌚✨

وانشات جین🌙🍃

 

جین روی تختش دراز کشیده بود در حال ور رفتن با مبایلش بود کله بدنشو به رخ کشیده بود

باهم دعوا کرده بودین دلت براش تنگ شده بود

غرورت اجازه نمیداد بری پیشش بهش بگی دلم برات تنگ شده

رفتی دم یخچال یکم شربت برای خودت درست کردی سمت اتاقت رفتی لپ تابتو باز کردی تا فیلم تماشا کنی 

وسطای فیلم رسیده بود نمیدونستی جاهای اسمات داره 

آب میوت از دهنت ریخت بیرون تک سرفه ای کردی از فیلم خارج شدی 

دیگه کم کم نبض پوسیتو حس میکردی تو ذهنت همش جین بود 

از روی تختت بلند شدی که جین روبه روی در اتاقت بود

با چشمای تحریک شدت بهش نگاه کردی 

_داشتی پورن میدیدی؟ 

+نه من میخواستم فیلم ببینم ولی نمیدونستم اسماتم داره

جین بدون هیچ حرف از کنارت رد شد رفت سمت آشپز خونه

همش زول زده بودی به دیکش نبضت بیشتر شده بود دیگه تو فکرت رسیده بود خودتو ارضا کنی

_چرا اونجوری به پایینم زول زدی؟ 

چیزی نگفتی که سمتت اومد 

آب دهنتو قورت دادی 

+جین م..ن

_میدونم تحریک شدی از قیافت معلومه

+فایده ای نداره خودم باید دست به کار بشم

جین دستتو گرفت تو بغل خودش کشوند

_درسته که باهم قهر کردیم ولی این عملیاتو نمیزارم تنهایی انجام بدی

شروع کرد به بوسیدن لبات تا اتاق بردت 

دم گوشت زمزمه کرد

_قول میدم تا بعد از تموم شدن ناله هات باهات آشتی کنم! 

 

[#Admin Rozhi🍰🫐"]

 

[#smut🍰🫐"]

 

_____🍰🫐______

🍓✨ 

وقتی ماه محرم میرین دسته😔😂🌹

 

*سناریو*🌚✨

 

*وقتی ماه محرم با ط تو ایرانع و رفتین به دسته بنگرید(جنبه ی فان داره گایز)*🌚✨

 

*نامجون: ا/ت چر انقد ملت دارن الودگی صوتی درص میکنن*🌚✨

 

*جین: یهو میزنع زیر خندع و همع بش نگا میکنن بدبخ میگرخه و در گوشت میگع چرا دارن این جوری نگام میکنن*🌚✨

 

*شوگا: چرا اهنگایی کع میخونن ایح طوریع :///*🌚✨

 

*جی هوپ: چرا دارن خود زنی میکنن اصکل شدن:/*🌚✨

 

*جیمین: میبینع همه گریع میکنن بدون اینکع چیزی بدونع کارع بقیه رو دنبال میکنع:/*🌚✨

 

*تهیونگ:ا/ت چر همه ست کردن مشکی پوشیدن:/!؟ کشور باهالیع دستع جمعی ست میکنین:/* 🌚✨

 

 

*جونگ کوک: یع تبل گرفتع دستش سعی میکنع باش داینمایت بزنع:\*🌚✨

 

................................................

 

*اصکی: پارع شدن شرتتون*🌚✨

*نظر خا:/*🌚✨ 

 

 

⊙𝘼ᵈᵐ𝙞𝒏 𝑨Yᗪᗩ🌚✨

 

⊗𝐃𝐨ᑎ𝑡 𝓐Տ𝚔𝚢🌚✨